خرید بک لینک

موضوع «نصیحت هایی برای خودم» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

چند ساعتی خواب قبل از نیمه شب شاید بهانه ی خواب از چشمان در نصف شب را گرفته ولی بیشتر خودم دوست دارم بیدار بمانم واقعا من امشب دوباره انگار چندسالی به عقب برگشته ام...

فک می کنم که در گوشه ای زندگی را گم کرده ام سررشته کی و کجا از دستم رفت ولی الان دوباره باید آن را به دست بگیرم شاید تلخ باشد اعتراف به اینکه من چندسالیست زندگی نکرده ام.

چند قدمی در سرمای مه آلود اطراف خوابگاه برمیدارم خودم را آینه های تمام بلوکها نگاه می کنم و همه یک پیام دارند چقدر پیر و شکسته شده ام اصلا من چه موقع اینقدر وقت کرده ام که تغیر کرده باشم...

تمام سالهایی که خودم نبوده ام کسی  درونم مرا شکنجه کرده و به این روز انداخته یا که جسم و روحی دیگر مرا بلعیده و به خود کشیده!

مانند دهکده ای که قبلا رونق داشته و همه ی مردمانش ترکش نموده و حال خرابه هایی از مسافرخانه هایش مانده با چند خانه ای که در دورترین جای آبادی به انتظار مرگ بهار را زمستان می کنند تنهایم.

و این تنهایی در روزگار ما انتخاب کسانی است که نمی خواهند برای کسی و یا به سبک کسی زندگی کنند.

ذهنم درگیر این است که همیشه شاید زندگی طولی نباشد ، شاید قرار نیست که یکبار عاشق شد یکبار کسی را با تمام وجود دوست داشت یا حتی می شود باز آرزو کرد از خدا چیزی را خواست و برای رسیدن به چیزی با اشتیاق بود.

شاید زندگی دوره ای است همه چیز قرار نیست یکبار باشد با اینکه یکبار آدم 25 سالگی را تجربه می کند و دیگر هیچوقت به عقب برگشتن ممکن نخواهد بود ولی جوانی می تواند بیشتر از یکی دوسال ادامه داشته باشد می شود سالها جوان بود و حسهای خوب را دوباره تکرار کرد ، خندید و خوش بود...

تمام این شاید ها نصیحت هایی که برای دوباره آرام شدنم به خودم می کنم تا شاید دوباره سررشته ی طناب دست بگیرم....

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 15:26

صفحه بندی