خرید بک لینک

شهر ما پاییز ندارد!

درک می کند حالم را از تابستان می پرد به زمستان

شهرم را دوست دارم پاییز و غروبهای دلتنگش را پنهان می کند

چه خوب مثل کوهای اطرافش زیباست پاییز زمستانی اش!

سرد است ولی دلنشین

چه عجب شهری اجازه ی پنهان کردن غم حرفهایم را می دهد

مثل مرد روی حرفش مثل زن روی احساسش می توان قسم خورد

درست است کمی مانده به زمستان پاییزش را کشتند

ولی اما روی خوش به قاتلانش نشان نمی دهد

مگر کمی بوی بهار بیایید از انتهای زمستان غریب!!!

منم هستم زنده و در کنج خانه به بهار می نگرم

که هم باران دارد و هم راه آبادی باز است...

و شهر ما چند سالی است که پاییز ندارد

شاید سالی دیگر پاییز بیاید با شعر با زندگی...

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 14:28

صفحه بندی