
دستم به قلم نمی آید انگار الفبای جدیدی باید یاد بگیرم
سردی هوای این روزا با چاشنی برف و کولاک هوای دلم را سردتر کرده
بیرون رفتن از کنج این خانه نه ممکن است و نه راه چاره
انگار مرده ام ، انگار انتخاب هایم اشتباه بوده انگار باید جور دیگری باید می شد!
بعضی اوقات ما به شرایط محکومیم کاش این حال من به همین دلیل باشد..
چیزی که می دونم اینه که باید حداقل برای یه تغییر کلی منتظر دو سه ماه دیگه باشم
و البته برای نفس گرفتن دوباره برای ادامه ی پروازم تنها نصف ماه مونده...
تا سفری در طالعمان باشد چرا که نه بگوییم در کم مانده به بهار...
شاید اشتباه باشه ولی امسال فقط قسمت اولش خوب بود همان نیمه ی گرم اول
بهارش و تابستانش عالی بود و پاییز که شروع شد پرده دریده شد و سرما شروع شد!!!
نمیدانم چه دخلی دارد حوادث و ماه و سالها..
ولی خدا این اسفندی که پنج دقیقه ی دیگر شروع می شود پر خیر بکند..
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدی