
پایییز چه ساده خودش را به چلّه رساند
و حالا من در آخرین روز از پاییز نمیدانم این فصل چطور گذشت
کمترین وقتی هم نتوانستم برای دلتنگی پیدا کنم
زیبا و شیرین گذشت چون حرکت کردم به سمت هدفم
و انتهای راه زیباست راهی که با تمام وجودم بدون شک ساخته ام
هرچی باشد زیباست چون انتخابهایم رو خودم و درست انتخاب کرده ام.
به اقتضای سن جوانیم هر سال که پاییز می آید و می رود نگرشی جدید به آن دارم
مثلا امسال بوی زندگی داشت بوی منطق و احساسی جاودانگی از ازل تا ابد
نه محدود در مکانی و نه اسیر در زمانی خاص...
روزهای سرد و برفی پاییز مهرش مهربانی بود و آبانش دوست داشتنی و آذرش پرواز..
و در این انتهای فصل بعد تابستان و شروع فصل ماقبل بهار
من دست به دعا از خدایم عاجزانه می خواهم
خدای من فرق نمیکند فصل و تقویم چه سال و ماهیست
من هم بنده ام و تو همان خدا جایمان فرقی نکرده پس برای همیشه
نه یک روز نه دو روز بلکه برای تمام ثانیه ، ثانیه های عمرم تنهایم نگذار...
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدی