و نگاه به چراغ هایی که سیاهی شب را به تمسخر گرفته اند بهانه ای برای فکر کردن بود
به روزهایی که حتی خاطره هایش ماندنی نشد
آدم هایی که بودند و هستند ولی دیگر آن آدم ها نیستند
و همان اتفاق همیشگی که تو را بیبینم و اینبار به تظاهر به بی تفاوتی خو گرفته ام
سخت به دنبال احساسی که نمیدانم در کدام گودال دردکشیدنهایم دفن شد
به سکوت می رسم و راه خود را به خیابانی کمی جلوتر کج میکنم
سکوت بی معنایم در کل لحظاتی که کسی منتظر حرفهایم باشد که بخواهد انکارش کند
و بلندی ای که تنها باشم برای اوج گرفتن به آسمان که ابرها جلوی روشنایی را نگیرند...
تمام یک لحظه اتفاقیست که من و قلم را به هم پیوند می دهد برای دوباره نوشتن.
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدی