نعلتی دوست داشتنی ام
ای خاکستر از من خاکستر
شاید من و تو کمی جلوتریم از تمام آدمهای دنیا
نسوخته سرد شده ایم ، شعله نگرفته آخر راه را می دانیم، می سوزم میسازی...
نمی دانم شاید سوختن و برای همیشه از هم متنفر بودن بهتر بود...
خیلی وقت است من از این شهر ، من از این درد فراریم...
چه ها گذشت ، چه ها شد نمی دانم ولی هربار که تکانی می خورد خاطره های نداشته ی مان ، داغون میشوم و زمان مییرد دوباره خاکستری شدن!
[ جمعه هفتم مهر ۱۳۹۶ ] [ 23:13 ] [ از یک نفر ] [ ]
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدی