خرید بک لینک
اگه خفه نشم نوبر کرده ام

تا که پاییزی بدون دلتنگی بگذرد انگار زمستان می خواهد جایش را بگیرد

امروز سخت شانه ی خدا را می خواهم و امشب آغوشش را!

انگار این روزها بسیج شده اند مرا افسرده کنند و یا حداقل به فاز سکوتم ببرند...

طوری خسته ام ک انگار زمین می خواهد مرا بخورد یا آسمان خورشید را!

کمی هم ک پای صحبت مادبزرگ می شینم دلتنگ تر می شوم و از فاصله متنفرتر..

و از جدایی ها چقدر می ترسم و حتی فکر بزرگتر شدن لرزه بر تنم می اندازد..

چقدر دنیای ما خاکستری تر شده و چقدر نقاب ها جای آدم ها را گرفته...

بدون اینکه کسی برای شنیدن حرفهایم داشته باشم به صفحه های مجازی دلتنگیم را نقاشی می کنم

و احساسی ک از دل بر دکمه های کیبورد ضربه می زند را در نوک انگشتانم به باد می سپارم

حال بدم را برای خودم نگه می دارم و به دنبال دلیلی ک حال خوبم را بیاورد نمی روم.

تا ک به تقدیر این زیباترین بهانه برای ادامه زندگی مردانه با سبک خودم زندگیم را با خدا می گذرانم

بعد از مدتها خودم را می پرستم و دوری از همه ی دوستان جدید را سپر ناآرامی های اخیرم می کنم

بدون اینکه خداحافظی کنم با خودم عهد تنهایی می بندم و ادامه ی راه را بدون همسفر می روم...

چه خطرها باشد به جان می خرم و چه بلاها ک بخواهد به علت تنهایی تهدیدم کند

ک بهترین همسفر خداست و تنهاترین دوست هم او...

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 16:58

صفحه بندی